سلام
قرار نبود بيام حيف بود پست قشنگ قبلي رو که مال امام زمان بود رو بعد اون چيزي اضافش کنم
در هر حال چه کنم باز اومدم
دلم گرفته اي دوست ....
بماند
اقا معني اين ايه چيه
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
حالا به معنيشم کار نداريم
ميخوام ي استفاده کنم از اون
والا ما با عقل نا قصمون ميگيم که يعني قران بايد و گوشت و پوست وخون ادمي رسوخ کنه
غير اون باشه فايده نداره
اينقدر بدم مياد از اين ادمايي که يک ساعت قبل نماز صبح که بيدارن
صداي نماز صبحوشون گوش ادم رو کر ميکنه
بعد نماز هم که تعقيبات انچناني تا خود صبح
نماز طهر و به همين ترتيب
ديگه دعا هاشون رو که نگو
دعاي کميل و توسل ندبه زيارت عاشورا وو....خلاصه هر چي تو مفاتيح هست رو با هاش کشتي گرفتند
خب نتيجه؟
خيلي جالبه اين جور ادما خيلي راحت غيبت ميکنند دروغ ميگند دو به هم زني ميکنند
چندين و چند خانوده رو از هم مي پاشونند/چندين نفر رو تا مرز سکته پيش ميبرند
عروسي رو خيلي راحت به هم ميزنند
اصلا اينگار نه انگار که اينا همونايي هستند که وصفشون رو گفتم
من موندم تو دعاي کميل رب اينا کيه که اينقدر واسش گريه ميکنند و نداي الهي و ربي من لي غيرک شون گوش اسمون رو کر کرده
من موندم اين ياابن الحسن هاي صبح جمعه شون کيه..اين اقا کيه که مدام صداش ميزنند
اصلا واسه چي صداش ميزنند
تو دعاي توسل اينا به کي متوسل شدن که اينجور اعجوبه هايي در اومدند
نماز براي کي خوندن پيش کدوم خدا خم و راست شدن .
ادم شک ميکنه
يا خدا خداي خوبي نبوده که خط رو غلط داده../استغفر الله/نعوذ بالله
يا دعا ها ي مشت نوشته بوده که باز هم اشتباهي راهنمايي کرده .../استغفر الله
يا...
و يا گير تو ي جاي ديگست.....
والا اينجور مسلمون نوبره والا
خاک تو سر اونايي که به اين به ظاهر ايمانشون افتخار ميکنند
.........
قران اگر تو روحمون/تو خونمون/تو وجودمون/در حرف زدنمون /در رفتارمون/در نگاهمون/تو نفسمون رسوخ کنه
ديگه طلحه و زبير زمونمون نميشيم
ديگه خوارج زمونمون نميشيم
ديگه شمر زمونه نميشيم
راه رو گم کرديم...وگرنه خدا هميشه خداست
خدا همهرو هدايت کنه
يا حق

خبر آمد خبري در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد...شايد
پرده از چهره گشايد...شايد
دست افشان...پاي کوبان مي روم
بر در سلطان خوبان مي روم
مي روم بار دگر مستم کند
بي سر و بي پا و بي دستم کند
مي روم کز خويشتن بيرون شوم
در پي ليلا رخي مجنون شوم
هر که نشناسد امام خويش را
بر که بسپارد زمان خويش را
با همه لحظه خوش آواييم
در به در کوچه ي تنهاييم
اي دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ي تو از همه پر شور تر
کاش که اين فاصله را کم کني
محنت اين قافله را کم کني
کاش که همسايه ي ما مي شدي
مايه ي آسايه ي ما مي شدي
هر که به ديدار تو نايل شود
يک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشي دست داد
سينه ي ما را عطشي دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامه ي جان من است
نامه ي تو خط اوان من است
اي نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده يک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
اي نفست يارومدد کار ما
کي و کجا وعده ي ديدار ما
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم اي عشق تا تو را بينم
تويي که نقطه ي عطفي به اوج آيينم
کدام گوشه ي مشعر
کدام گوشه ي منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشينم
اي زليخا دست از دامان يوسف بازکش
تاصبا پيراهنش را سوي کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلي خانه ي پيغمبران را
خبر آمد خبري در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد...شايد
پرده از چهره گشايد...
شايد
سلام
باز من اومدم بنويسم
وقتي ي چيزي سنگيني ميکنه تو ذهنم اينقدر فشار مياد به قلبم که ديرم ميشه بيام زودي بنويسم
ديگه نميگم خستم چون خيلي خستم
يک دنيا حرف دارم براي گفتن شايد هم چند دنيا
هر چه قدر دنيا تموم شدني باشه حرفاي منم .....اه
ميگن کسي که اروزهاي دور و دراز داشته باشه نشانه اينه که دلش به دنياست يعني خلاصش ادم خوبي نيست
من که اروزي دور و دراز ندارم
من که خيلي چيزي برا خودم نميخوام
باز هم نميگم خستم
دلم براي باقر تنگ شده
اولين دوست اينترنتي من بود
دلم گريه ميخواد
شايد خيلي قابل درک نباشه اين نوع دوست داشتن عموما تو جنس هاي مخالف مرسومه
من به اونا کاري ندارم
دلم ميگه ....دل........ چقدر اين دل واژه قشنگيه
به قول يکي خدا دل رو از ما نگيره
دلم ميخواد برگردم به اولين روزي که من با نت اشنا شدم
الان ي دفه ياد اون وبلاگي افتادم که مال ي دختر خانوم بود
تنهاي وبلاگي بود تو اين اشفته بازار وبلاگي که بدون نظر بود همه پستاش
اخرين پستش باعث شد من همه ارشيوهاشو هم بخونم
قصه بود قصه يک عصه بود
غم بود داستان غم
شادي نبود
حرف ي دختر دل شکسته بود
طفلي عاشق ي پسر بود
تو جووني به گفته خودش خيلي اذيتش کرده بود
يعني پسره خواستگارش بود ها نه اين که خلاف ملاف اينا ..نه
دخترا رو هم که ميدوني وقتي يکرو ميخوان اذيتش ميکن يا به قول خودشون امتحان ميکنن
در هر حال کار نداريم
حالا داستاني داشت اشنايي اينا با همديگه و خانواده هاشون..خيلي قشنگ شرح داده بود
اخر داستان تلخ بود تلخ به تلخي يک گريه
گويا پسر قصه ما وقتي باداداشش و پدر ومادرش ميرن ظاهرا شمال براي تفريح
مادره از روي پل ميافته پايين چون سرش گيج ميره پسره ميپره مادر رو نجات بده خودشم مث مادر ميميره
باز اشکم ريخت....
.....
داداششم بيچاره هول ميشه شيرجه ميزنه براي کمک سرش ميخوره به سنگ ميميره
پدر هم کاري نميتونه بکنه
خبر رو به دختر ميدن
بنده خدا وبلاگشو با چه سوزي نوشته بود
اخ دلم
بغضم ترکيد
مادر
مادر
براي کسي که اف به واليدن براش غير قابل تحمله
خدايا مارو در همچين شرايطي قرار نده 
خيلي حتي شنيدين اين مظلب براش درد ناکه
بماند من که ديگه نميتونم بنويسم
يا حق
سلام
هيچي ندارم چز اين :
عمريه غم تو دلم زندونيه.......
....
....
بگذريم
وقتي ميرم حرم لال ميشم ميمونم چي بگم.
خيلي اين بيت رو دوست دارم..حرف دلمه
ندهد فرصت گفتار به محتاج ، کريم گوش اين طايفه آواز گدا نشنيده است
ياحق
سلام نميکنم
ديشب ي کنفرانس بوديم
اين کنفرانسه ي مدير ارشد داره و فرض کنيد هفت هشت تا هم مدير فرعي يا همون سخنران
ي مختصر بحثي شد بين دو مدير
ولي به بخير گذشت
(چندين سطر با اشک ديده پاک شده)......
بگذريم
گفته بودم ميخوام در باره دختران خواستگار پرون حرف بزنم و همنيطور در باره دعواهاي خيابوني نوجونها
در باره دعواها حيف نيست پسرکان مو سيخ سيخي به اين خوشگلي و خوش تيپي با هم دعوا کنن
حيف نيست اون لباساي خوشگلشون کثيف شه يا خدا نکرده چاقو ما قو بخخورن که تو روزنامه ها هر روز ميبينيم و حقيقت هم داره سر هيچ و پيچ ..در هر حال به من ربطي نداره ادمها (حذف شد)دعوا نکنيد جونتون در خطره
ديگه نميدونم هر غلطي کرديد به گردن خودتون از ما گفتن.
نکته دوم دختران خواستگار پرون بود
خب من اگر چيزي ميگم بر اساس واقعيته
ديگه از من گذشته بخوام با اين حرفا مشتري جلب کنم يا به ي نحوي ارضا بشم والا خير سرم دنبال کار خير بودم از اين مطلب که حالا عرض ميکنم ولي اين دوره زمونه خير به کسي نيومده
من کلا در مورد دخترا دوست دارم زود ازدواج کنن که ي وقت چشمشون گريون به خاطر نبود خاستگار نشه
وقتي خود(حذف شد) نميفهمن به من چه............../ ما که خاستگاري نرفيتم که عقده اي باشيم/
نمونه دارم که دختره داماد بيچاره رو را نداد تو خونشون
مادرشم مقصر بود البته خلاصه يک ماه بعد که دختر بيچاره قصه ما تازه دوزاريش افتاده که اين اقا شا دوماده اولين و اخرين خواستکارش بوده اون موقع پيغوم پسغوما شروع شده که اقا ما غلط کرديم و اينا ديگه....
يه جواريي (حذف شد)..خدا به ادم عقل داره چرا با احساساتت تصميم ميگيري
(حذف شد)

اصلانم ديگه گريه هام براي اين جور افراد خشک شده (حذف شد)
خسته شدم از اين جماعت نفهم
اصلا به من چه مگه اينا بزرگتر ندارن که من ي لا قبا بايد غصه اونارو بخورم
اصلا برن بترشن .اينقدر دختراي تو خونه زياد شن که مهريه برعکس بشه دختر بگه اقا من اينقدر مهرت ميدم بيا با من ازدواج کنم
اون موقع ما هم حال کنيم کيف کنيم همش هي رد کنيم ..وه ..چه حالي هم داره
خواستگار بعدي لطفا
...
خب اينم از اين
پسر خوب تو چرا غصه بخوري براي اينو اون خيلي هنر داري به فکر خودت باش دوستان همين که خرشون از پل گذشت اسمتم يادشون ميره
اره بايد به فکر خودم باشم
(حذف شد)
اصلا به من چه تجربه 5 ساله نت خودمو همش بيام مثل ي امپول همش بيام به اينو اون تزريق کنم که اين کار بده لون کار خوبه اين جور افراد تو نت بدن اين جور افراد خوبن........ول کن بابا حوصله داري بزار اونم بره مثل تو کلي هزينه نت بده کلي چشاش اسيب ببينه کلي سيتمشتو هکرا بتکرونند کلي فحش نصيبش بشه وکلي چيز ديگه.. تا بفهمه براي کوچکتريت مسئله تو نت بايد التماس کنه تا يکي چيز يادش بده
.................
از همه خستم... (حذف شد)
اونايي هم که احيانا موثر بودن خدا خودش از من بهتر ميدونه خواست بهشون خير ميده تخواست هم نميده
باز هم به من چه
البته ي عده دوست بسيار موثر هستن من جمله همينايي که مدام به کلبه حقير سر زدن و دوستان ديگر که اسمشون رو نميگم خداخيرشون بده(اضافه شد)
بريم به فکر جووني خودمون باشيم که خربزه اب است
يکي از دوستام دوماد شد
..دوماد شدنش زياد مهم نيست اين جالبه برام که بيچاره قرار بود وبلاگش اپ کنه اما اجل (زن) مهلتش نداد خدا همه اموات رو بيامرزه ..شادي روحش
صلوات
ولي با اين حال ارزوي قلبيم خوشبختي همست اوني که بايد بدوني ميدونه.
تا باشه عروسي با شهههههه





جسارتا هدف اين بود يکم فضا تغيير کنه همين(اضافه شد)
موسيقي شاد متن هم حذف شد.
خداحافظو رحمت کنه.
يا حق
[20/1/1387- 3:54 ع] شايد اين جمعه بيايد ... شــــــــــــايد ...
[19/1/1387- 8:5 ع] قاطي پاتي
[18/1/1387- 3:13 ع] غم باز هم غم
[16/1/1387- 7:20 ع] اونچه دلم ميخواد
[14/1/1387- 4:31 ع] شمع گل پروانه
[13/1/1387- 10:17 ص] سال 87
[25/12/1386- 7:52 ع] ؟
[23/12/1386- 6:13 ع] همه چي
[18/12/1386- 12:40 ع] نميدونم
[3/12/1386- 5:56 ع] غيبت
[16/8/1386- 1:54 ص] ساقيا هاتف غيبم به مزده گفت بادرد بساز که دوا ميفرستمت
بازديد ديروز: 5 کل بازديد :2301
من يه ادم فوق العاده احساسي ام به توصيه يکي از دوستان سعي ميکنم معقولانه با مسائل برخورد کنم نه احساسي!
خط بارون
اخبار ايران و جهان
پيامبر اميد
پوتين هاي خاکي
آرش دوست قديمي
مناجات
سايت خبري تحليلي شيعه نيوز
پخش زنده از حرم مطهر امام رضا عليه السلام
نام: | |
ايميل: | |




